سفارش تبلیغ
صبا ویژن
هرکه شما را دوستبدارد، خدا را دوست داشته است، و هرکه شما را دشمن بدارد، خدا را دشمن داشته است . [امام هادی علیه السلام ـ در زیارت جامعه ـ]
 
دوشنبه 91 آبان 15 , ساعت 7:10 صبح

 

اسلام با کار کردن زنان و داشتن شغلی جهت درآمد زایی مخالف نیست. البته نکاتی را در این رابطه گوشزد می کند: 
اول: مخارج خانه با شوهر می باشد، و زن در قبال مخارج خانه هیچ وظیفه ای ندارد. ولذا داشتن شغل و در آمد زایی برای زن واجب نیست.
دوم: زن شغلی را انتخاب بکند که بتواند در آن عفت خود را حفظ نماید.
سوم: در حد امکان شغلی را انتخاب کند که با روحیه زنانگی سازگار باشد.
ظاهرا مهندسی عمران شغلی مناسب با اخلاق زنانه نمی باشد!



دوشنبه 91 آبان 15 , ساعت 7:10 صبح

 

چند روز پیش، پس ازخوردن شام به همراه همسرم در خیابان شروع به قدم زدن کردیم.
واقعه ای بس عجیب دیدم!
بر مغازه ی فلافل فروشی نوشته بود:
فلافل با کیفیت هنکل آلمان!

تا کجا پیش رفته ایم که فلافلمان هم باید کیفیت اروپائیها را باید داشته باشد!
فکر می کنیم چون در اقتصاد پیشرفت کرده اند، باید در همه چیز از آنها تقلید بکنیم.
در فرهنگ، در غذا خوردن،
در اخلاق، در ازدواج، در ...




دوشنبه 91 آبان 8 , ساعت 11:24 صبح

در بین تمام حیواناتی که همیشه یا گاهی در آب زندگی می کنند فقط و فقط ماهی فلس(پولک)دار و میگو حلال هستند و بقیه همگی حرام گوشتند که باید از خوردن آنها پرهیز کرد. بنابراین موجودات زیر که گاهی پخت و خوردن گوشت آنها دیده و یا توصیه می شود از دسته حرام گوشتان خواهند بود:
انواع و اقسام خرچنگ- کوسه- صدف- هشت پا- دلفین- نهنگ- تمساح و هر آنچه که ماهی فلس دار و میگو نباشد.


توصیه های پزشکی به خوردن غذاهای حرام
متاسفانه گاهی دیده می شود کارشناسان علم تغذیه چنان محو ارزش غذایی احتمالی و یا یقینی یک خوردنی می شوند که به کل از حکم شرعی آن غافل شده و به آن توجهی نمی کنند. به فرض که فلان ماده غذایی که خوردنش حرام است فلان ارزش غذایی را هم داشته باشد؛ چه اشکالی دارد که ما آن عنصر غذایی را با خوردن غذای دیگری که هم حلال است و هم سرشار از همان عنصر، تامین کنیم؟

بله؛ اگر ضرورتی پیش آمد البته که مصرف آن به مقدار برطرف شدن آن حالت اضطرار و ضرورت مانعی ندارد و این به شرطی است که جایگزینی برای آن وجود نداشته باشد.

به نقل از تبیان


پنج شنبه 91 مهر 27 , ساعت 11:20 صبح

در شیعه خلقت زن از دنده چپ حضرت آدم علیه السلام وجود ندارد.
اگر چه این مطلب در کتب اهل سنت موجود می باشد، ( می توانیدبه کتب تفسیر قرطبی، طبری و فخر رازی و شیخ محمد عبده و مراغی مراجعه فرمایید)

همچنین نظیر این مطلب در انجیل و تورات نیز آمده است.  (تورات ،سفر پیدایش ، باب 2، آیات 21 تا 24 .و انجیل برنابا ، فصل 39، آیات 29 ـ 35،)

لیکن در نظر قرآن زن از نظر آفرینش در بعد روحى و جسمى از همان گوهرى آفریده شده که مرد آفریده شده است و هر دو جنس در ماهیت یکسان هستند .

قرآن با کمال صراحت در آیات متعددی میفرماید که زنان را از سرشتی نظیر سرشت‏ مردان آفریده‏ ایم. که در آیات ذیل بدان اشاره شده است:

1- سوره نساء ، آیه 1

2- سوره اعراف، آیه 189

3- سوره زمر، آیه 6

همچنین در روایات ما این مطلب مردود شمرده شده است:

زراره مى‏ گوید : از امام صادق ع از آفرینش حوا سؤال شد که برخى مى‏ گویند : خداوند حوا را از دنده پایین و چپ آدم آفرید ، امام (ع) فرمود : خدا منزه و برتر است از این نسبت ، آن کس که چنین مى‏ گوید مى‏ پندارد که خداوند قدرت نداشت براى آدم همسرى از غیر دنده‏اش بیافریند! (من لایحضر الفقیه ج 3 ص 379 و 380 و علل الشرایع ج 1 باب 17. )

همچنین فقط این حوا علیها السلام نبود که میوه ممنوعه را تناول نمود. حتی او آدم علیه السلام را فریب نداد. آنچه در قرآن آمده است این است که: شیطان هر دو نفر آنان را فریب داد. (اعراف: 20 و بقره: 36)
اگر چه متاسفانه تحت تاثیر انجیل و تورات، این مطلب در بعضی کتب اهل سنت یافت می شود که:
شیطان، حوا را فریب داد، و این حوا بود که آدم را فریب داد! (انجیل:  2:14.)


پنج شنبه 91 مهر 6 , ساعت 7:47 صبح

مطمئناً شما هم در زندگی با افرادی که همواره شما را سرزنش می کنند، روبرو شده اید. این افراد به شما انرژی منفی می دهند و به این ترتیب احساس عذاب وجدان، مقصر بودن و گناه می کنید، درحالی که واقعاً حق با شماست .

وقتی شما با این افراد روبرو می شوید، استرس و آشفتگی تمام وجودتان را در بر می گیرد و در نتیجه در یک لحظه تمام اعتمادبه نفس خود را از دست می دهید.

به خصوص زمانی که آنها حکم مدیر، شخصی مهم و یا والدین شما باشند، رودر رویی با آنها بسیار سخت تر است.

شناخت آنها در برخورد اول خیلی آسان نیست. این افراد معمولاً  چهره ای جذاب و دوست داشتنی دارند، ولی این روی خوب سکّه است، چرا که به مرور زمان با روی مرموز دیگر خود و سرزنش های مداوم به شما، در یک لحظه چنان شما را غافل گیر می کنند که دیگر نه تنها کاری نمی توانید بکنید بلکه کاملا" تقصیرات را به گردن می گیرید. متأسفانه برای تعامل با آنها نه از منطق می توانید کمک بگیرید نه از احساس، هر چه با این دو روند پیش بروید نتیجه ی کار را بدتر خواهید کرد.

اینان همیشه با انتقاد، دیگران را مقصر می دانند، یکی از مشخصه های بارز این افراد این است که اگر اشتباهی کنند هیچ وقت تقصیر را به گردن نمی گیرند و دیگران را مقصر اصلی می دانند و در این وقت است که با تحقیر طرف مقابل اهداف خود را پیش می برند.

از نظر روانشناسی آنها به نوعی خودشیفتگی دچار هستند. بعضی از شما شاید معنی لغوی این واژه را تنها به این محدود کنید که خودشیفتگی به کسانی گفته می شود که تنها به فکر خود هستند نه دیگران، اما با شناخت کافی از تعریف های گوناگون خودشیفتگی و مقایسه عمقی آن با این افراد می بینید که شباهتهای زیادی از خصوصیات این صفت در آنها موجود است. البته در نگاه اول خود را افرادی معتمد، جذاب و صمیمی نشان می دهند و هیچ شباهتی با خصوصیات خودشیفتگی در آنها دیده نمی شود، اما در ادامه در اندک زمانی از آن جلوه ی زیبا و صمیمی،  تنها چهره ای خبیث به جا می ماند!

ترفند اصلی این افراد، تسلط بر افکار و رفتار شما است و بدون اینکه متوجه باشید در اندک زمانی با تأثیرات منفی رفتارشان در ما احساس حقارت، نگرانی و اضطراب را ایجاد می کنند. در این زمان است که شما ناخود آگاه به دام افتاده اید و روحیه خود را از دست می دهید. در مقابل آنها خود را کوچک می بینید و در ذهن خود آرزو می کنید که اگر مثل آنها داناتر، بهتر و باهوش تر بودید حتماً می توانستید در رقابتهای کاری یا موقعیتهای زندگی موفق باشید و با عذاب وجدان و روحیه ای ضعیف در درون خود، نسبت به هر کاری اعتماد به نفس خود را از دست داده و افسرده و بی تفاوت می شوید.

این افراد خودشیفته با ایجاد افسردگی در شما، طوری اهداف خود را پیاده می کنند که گویی به شما کمک هم می کنند! و بابت این، از شما انتظار تشکّر و قدردانی هم دارند!. آنان با قدم گذاشتن به حریم و حیطه ی شخصی هر فرد، سعی در افزایش اعتبار خود دارند و از تحسین و تمجید دیگران در مورد خودشان لذت می برند و این قدر در کار خود حرفه ای هستند که حتی با نگاه در چشم آنها این جمله همواره موج می زند که "ما هیچ وقت اشتباهی مرتکب نمی شویم!"

حتی با دفاع از خود بازهم با بدتر جلوه دادن اوضاع دوباره قضیه را به نفع خود تمام می کنند. در مرحله ی آخر اگر باز هم شما با استناد به اعمال خود به او بگویید که تقصیر شما نبوده و شما اشتباهی نکرده اید، خواهید دید که چطور با عکس العملی سریع و آشکار، این جمله را به وضوح به زبان می آورد "به هرصورت از اول هم معلوم بود که شما مقصر اصلی هستید و همه چیز به گردن شما است!"

یکی از خصوصیت های این افراد این است که انتظار دارند کاری را که آنها طبق توانایهایشان می توانند انجام دهد شما نیز دقیقا" بدون اشتباه و مثل آنها قادر به انجام آن باشید. آنها همیشه دیگران را زیر ذره بین می بینند و بدون در نظر گرفتن متفاوت بودن مهارتها و توانایی های هر فرد، دیگران را سرزنش و تحقیر می کنند.

اگر خوب به اطراف خود نگاه کنید می توانید امثال آنها را به راحتی تشخیص دهید، برای مثال، اگر این فرد مدیر ما باشد، همواره سعی می کند به دلیل برتری و مقامی که دارد بر تمامی کارمندانش تسلط داشته باشد، رفتار او متغیر است بطوری که وقتی امور شرکت خوب پیش رود رابطه ای گرم و صمیمی دارد و در مقابل اگر مشکلی در روند کاری غیر مرتبط به شما ایجاد شود، به یکباره با عصبانیت و رفتاری سرد با شما برخورد می کند. در اینجاست که استرس در محیط کاری شکل می گیرد. البته برخی افراد متوجه این تفاوت و اصل قضیه نمی شوند و با چابلوسی و تمجیدهای بی محتوا سعی در آرام کردن او دارند.

از طرفی آنها نسبت به هر گونه خطای احتمالی که حتی هنوز اتفاق هم نیفتاده است آماده هستند و همیشه منتظر فرصتی برای توبیخ، اهانت و تحقیرند و با روشی فریبنده و زیرکانه نقشه ی خود را پیاده می کنند، قانون آنها این است: "قبل از اینکه کسی به من حمله کند، باید زودتر پیش قدم شوم!"

یکی دیگر از اهداف این افراد این است که اگر در انجام کار یا پروژه ای، خطایی از آنها سر بزند، آن را به گردن کسی دیگر می اندازند.

در اینجا به یک سری علائم کلی اشاره می کنیم که بدانید که آیا شما فردی تحقیر پذیر هستید یا خیر؛  در برخورد با فردی خودشیفته تمام وجود شما را عذاب وجدان، حقارت، بی لیاقتی، پریشانی، اضطراب فرا می گیرد. همیشه دیواری عظیم بین خود و او حائل می بینید و در این بین همواره با تأیید رفتار و تاکیید روی توانایی های آنان، این افراد را افرادی لایق تر می پندارید. سعی می کنید در زندگی از آنها تقلید بگیرید و روش آنها را الگو قرار دهید. از آنجاییکه توانایی ها، مهارتهای همه ی انسان ها یکسان نیست، با این تقلید و تحت فشار گذاشتن خود برای همانندی و نهایت عدم موفقیت، دوباره خود را عصبی و حقیر و کوچک می بینید.

با توضیحات فوق، متوجه شدید که نمی توانید روابط سالمی را با این افراد ایجاد کنید، پس بهتر است با بررسی اطرافیانتان آنها را حذف یا روی رفتار خود تجدید نظر کنید.


<      1   2      

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

 
 
azzahra